احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
41
كنوز الحكمة ( فارسى )
مرد برهنه كه بر آن سر برف استاده و نماز مىكرد ، اگر هيچ از اين نوع و اين متاع دنيا به دو دهم ، طاغى و ياغى گردد ، و دين بر وى تباه شود ! و اگر اين مرد را كه تو مىبينى - بازين همه اسباب كه دارد - اگر هيچ از او باز گيرم ، دين بر وى تباه شود ! اين ؛ چنين مىبايد ، و آن ؛ چنان - هر دو راست است . هم در حكايت است كه : روزى عيسى صلوات اللّه عليه مىرفت . قومى كودكان بازى مىكردند ، و كودكى در ميان ايشان نابينا و اندوهگين و غمگين و متحيّر ، و آن ديگران شادمان ، و بازى مىكردند و او نمىتوانست كرد . عيسى صلوات اللّه عليه را بر او دل بسوخت ؛ دعا كرد كه : خدايا ! چشم اين كودك بازده ! خداى عزّ و جلّ چشم آن كودك به وى باز داد . آن كودك از جاى بجست : و يكى را سر بشكست ، و يكى را چشم بركند ، و يكى را انگشت بخاييد ، و يكى را سر به آب فروبرد تا بكشت ! عيسى صلوات اللّه عليه گفت : بار خدايا ! خطا كردم ؛ تو در بندگان خود از ما بهتر دانى ، كه هريكى را چون مىبايد داشت ، چشم وى بازستان ! كه هماكنون از اين كودكان را بسيار تباه كند - و توبه كرد كه من نيز در چنين كارها تصرّف نكنم . و در هيچ كارى ابليس ملعون بيش از آن جهد نكند كه در اين كار و در اين راه ؛ زيرا كه مردمان اغلب در اين كاراند كه با قسمت قسّام به جنگاند . تا قسمت قسّام راست نبينى ، ايمان راست نباشد . و ابليس همه خلق را بيشتر در اين باب آن خويشتن داند ، تا مكر و عربدهء او روان باشد . و هيچ وقتى نباشد از بندگان خداى عزّ و جلّ كه نه آن ملعون بيايد و گويد : اى مرد ! خداى را به كار تو ( چه ) حاجت است ؟ زن و فرزند تو محتاج يكتاى ناناند ، و مردمان به كار تو محتاجتر از آناند كه خداى عزّ و جلّ . برو ! تو نيز همچون ديگر مردمان شغلى مىكن ، كه خداى عزّ و جلّ را به كار تو حاجتى نيست . اگر اين مرد ابليس ملعون را گويد كه : ما را با فرمان خداى كار است ؛ آنچه مرا فرموده است كار من آن است ، و هرچه مرا فرموده است جز فرمان خداى عزّ و جلّ نكنم - اين يك قول ابليس كه اورد كند ، وى را بهتر از بسيارى فضائل كه بكند ؛ زيرا كه روزى زن و فرزند خود قسمت كرده است : خداى عزّ و جلّ او را فرموده است كه : وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ - و اين كس به فرمان خداى عزّ و جلّ بهجاى مىآرد ، نه به فرمان ابليس . هر كارى كه از ما در وجود آيد ، و هر حركتى كه هست : از خير و شرّ ، از نفع و از ضرّ ، از جمع و منع ، از حلال و از حرام ، از مرگ و زندگانى ، همه قسمت كرده اوست . امّا بايد كه به فرمان